شيخ ذبيح الله محلاتى
240
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
محبوبترين بندگان در نزد ربالعالمين و او پدر تو است و از ماست بهترين اوصياء و احب عباد در نزد حضرت حقتعالى و او شوهر تو است ( و شهيدنا خير الشهداء و احبهم الى اللّه و هو عمك حمزة و منا من له جناحان يطير بهما مع الملائكة فى الجنة و هو عمك جعفر و منا سبطا هذه الامة و هما ابناك الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين ائمة معصومون منهم مهدى هذه الامة الخ ) در بحار و غير آن مرويست كه چون هنگام رحلت رسول خدا رسيد عزرائيل به صورت اعرابى بر در خانهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و بايستاد و گفت السلام عليكم يا اهل بيت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائكة رحمت خداى بر شما باد رخصت دهيد تا درآيم فاطمه بر بالين رسول خدا جاى داشت چون اين شنيد جواب داد كه پيغمبر را نيروى ملاقات نيست ديگرباره ندا درداد و اجازت خواست و همان پاسخ شنيد در كرت سوم بانگى هولناك درانداخت و اذن دخول خواست از بانك او مردم خانه را لرزه در اندام افتاد رسول خدا به هوش آمد و چشم بگشود و گفت چه پيش آمد شما را صورت حال را بعرض رسانيدند فرمود اى فاطمهء دانستى با كه سخن مىكنى عرض كرد اللّه و رسوله اعلم فرمود اين ملكالموت است اين كاسر اللذات و قاطع الشهوات است زنان را بيوه كند و كودكان را بذلت يتيمى افكند مفرق جماعات و ويرانكننده بيوتات فاطمه چون اين كلمات بشنيد فرياد برداشت ( و قالت وا كرباه لكربك يا ابتاه وا مدينتاه خربت المدينة ) رسول خدا دست فاطمه را فراگرفت و بر سينهء مبارك چسبانيد و زمانى چنان بىهوش بود كه گويى روح از بدن شريفش مفارقت كرده فاطمه سر پيش داشت و گفت يا ابتاه جواب نشنيد عرض كرد جان من فداى تو باد با من نگران شو و سخنى بگوى رسول خدا چشم بگشود و فرمود اى دختر من آغاز گريستن مكن كه فرشتگان آسمانها از گريستن تو گريان مىگردند و رسول خدا اشك از چشمهاى فاطمه پاك مىنمود و او را بشارت مىداد و بدرگاه بارىتعالى عرض مىكرد بار الها فاطمه را در حرمان من صبر عنايت فرماى و او را گفت چون من از دنيا بروم بگو انا لله و انا اليه راجعون همانا هركس را در هر مصيبتى عوضى است فاطمه